حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
93
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
بردند و نواب عبد الباقى ميرزا ، رئيس محمد صالح مينابى را ، كلانتر آن نواحى نمود و چون به فرمودهء نواب و الا ، مؤيد الدوله ، چهارصد نفر تفنگچى تنگستانى كه در جلادت شهرتى دارند ، به سرهنگى باقر خان تنگستانى كه آموختهء گرمى هوا بودند ، از راه دريا ، وارد بندر عباس شدند ، نواب عبد الباقى ميرزا و سرباز ، در ماه رمضان اين سال از عباسى حركت فرموده ، از راه بستك وارد شهر لار گرديد و خود را در بهشت موعود بديد كه گفتهاند : از دوزخيان پرس كه اعراف بهشت است . » « 1 » پيروزى قاطع نيروهاى والى فارس در بندر عباسى يك بار ديگر عزم راسخ دولت قاجارى را براى حلوفصل دائمى مسئله بندر عباسى نشان داد . « 2 » ميرزا صادق خان كاشانى كه در بمبئى اخبار حوادث بندر عباسى را دنبال مىنمود طى نامهاى به وزارت امور خارجه ضمن اطمينان دادن از پيروزى نيروهاى ايرانى در بندر عباسى توجه اولياى دولت را به نحوه اداره درست بنادر خليج فارس جلب مىكند در اين باره مىنويسد : « اگر آن صفحه را باز به مثل عباس خانى بسپارند « 3 » و آن طور مستحفظ بگذارند جز حصول بدنامى هر ساله ثمرى مترتب نخواهد بود . آنچه اين فدوى به موجب استفسارى كه از معتبرترين متوطنين آنجا كرده و به طور حقيقت و بصيرت استحضار حاصل نموده ، عباسى قلعهايست در كنار دريا . محل اقامت تجّار هر ولايت و بندرگاه است . رعيتى و زراعتى ندارد . اصل ولايت و مقام رعيت ميان آب و شميل است و اين دو جا از قراريكه بيان مىكنند دو مملكت است . سواى رعيت ولايتى هشت هزار مرد شمشيرزن از طايفهء بلوچ در اين دو جا سكنى دارند و چندين طوايف جمعند كه همه صاحب ملك و كشت و زراعت و نخيلات هستند و هر يك را طورى و طرزى و زبانى است كه الى حال زير بار خدمت نيامده و به هواى نفس خود حركت كردهاند . » ( س . 27 ) او درباره اهميت گماشتن حاكمى با هوش و مدبّر مىنويسد : « چنين ولايت را حاكم هوشيار با فطانتى لازم است كه مردم را به سلوك و سازش و ارتباط و آميزش وادارد به خود رام كرده به وعيد و نويد و خلعت و احسان ، اين طايفه را به اطاعت درآوردن آن وادارد ديگر نه در عباسى نشسته ، درب آمدوشد خاص و عام را بر خود بسته خبر نداشته باشد كه با بودنش در ولايت ، آذوقه به جزيرهء قشم حمل مىشود و از اصل عباسى از حركت و سكون از روزنامه به مسقط روانه مىدارند . » ( س . 27 ) ميرزا صادق خان به درستى اشاره مىكند كه نتيجه انتصاب حاكم شايسته در بندر عباسى متابعت و همراهى و مشاركت كامل مردم و ساكنان بنادر در حفظ امنيت آن است . و سپس ضمن اشاره به نبود كشتى نظامى ايرانى در خليج فارس مىافزايد : « دولت ايران را جهازات جنگى نيست كه دفع تعدى روى دريا را از ايشان تواند نمود ، در اين صورت معلوم مىشود كه نگاهدارى عباسى و مضافات او على العجاله موقوف به حاكم كامل عاقل با وقوف است كه به حسن تدبير ولايت را حراست كند كه تا به مرور جهازات دولتى ساخته و امور جميع بنادر انشاء اللّه به عون الهى . . . پرداخت شود . » ( س . 27 ) ميرزا صادق خان كاشانى دربارهء كاردانى و صداقت حكام و تأثير آن بر تثبيت موقعيت دولت مىافزايد : « چاكر با عدم فطانت خود تصديق مىكند كه اگر حاكم آن حدود نوكر كاردان و صديقى باشد كه بداند چه بايد كرد و غيرت دينى و دولتى در او باشد و به قانون مباشرين دولتهاى فرنگ جايى كه براى پيشرفت كار مخارجى لازم باشد از جانب دولت مختار باشد عباسى و آن حدود را به دلخواه متصرف شده و منتظم كرده مىتواند جاهاى خارجه را نيز تا حدود سند تابع دولت علّيه كند و دفع مفسدين را به مضمون اللهم اشغل الظالمين بالظالمين از اهل همان سرزمين نمايد . دولت انگليس ممالك هندوستان را نه به شمشير ، بلكه به حسن سلوك و بذل ماليات يك ساله و دو ساله و [ ] رأى و تدبير گرفت و الّا بديهى است كه در صورت عدم جهازات دولتى و گذراندن حاكمى امثال عباس خان علاجى جز مخارج هر ساله و قشونكشى بىحاصل ثمرى مترتب نخواهد شد . » « 4 » توصيههاى مؤكد ميرزا صادق خان به دولتمردان قاجارى مويد آگاهى عميق از وضعيت سياسى و اجتماعى جنوب ايران و اطلاع او از موقعيت انگلستان در منطقه است . راهكارهاى او اصولى و دربردارنده كليه جوانب سياسى و ادارى است و عمق تدبير و دورانديشى و وطندوستى او را مىرساند كه در غربت و دور از وطن و در ميان خيل دشمنان ، هرگز مصالح و منافع ملى را فراموش نمىكند و با صراحت و صداقت ، از موقعيت پيشرو دولتمردان را آگاه مىكند . با توجه به نقش مهم كارپردازى بمبئى در تحولات بندر عباسى در اين دوره است كه در آغاز اين بخش كارپردازى بمبئى را تأثيرگذارترين عنصر سياسى در اين حوادث ياد كرديم . دوره دوم كارپردازى بمبئى را بايد به حق يكى از درخشانترين دورههاى « ديپلماسى فعال » در خليج فارس دانست ، چه ميرزا صادق خان تا آخرين روزهاى اقامت خود در بمبئى همچنان بر آراء و انديشههاى وطنخواهانه خود اصرار ورزيد و تحولات عميقى را در مناسبات ادارى بندر عباسى و مضافات آن پديد آورد . جايگاه ميرزا صادق كاشانى در اين حوادث ، در بخش بعدى نيز بررسى خواهد شد .
--> ( 1 ) . فارسنامه ناصرى ، پيشين ، صص 804 - 803 . ( 2 ) . عبد الباقى ميرزا به پاس اين پيروزى و خدمات خود در اين نبرد ملقب به لقب سرتيپى اول شده و ايالت لارستان و بندر عباسى را عهدهدار شد . بنگريد به : فارسنامه ناصرى ، پيشين ، ص 804 . ( 3 ) . عباس خان شيرازى مشهور به همدانى پسر خالوى نواب مؤيد الدوله والى فارس بود كه در حمله اول نيروهاى ايرانى به بندر عباسى به عنوان حاكم آن شهر منصوب شد . بنگريد به : فارسنامه ناصرى ، پيشين ، ص 801 . ( 4 ) . همانجا .